|
سلام امروز می خوام یه کم از خودم بگم:۱۶ سالمه و عاشق موسیقیم مخصوصا رپ اونم رضا پیشرو + نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 12:30 بقلم: یگانه |
نظررررررررررررررررررررررررررررر بدیننن فقط یه نظرررررررررررررررررررررررر + نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386 13:20 بقلم: یگانه |
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386 13:1 بقلم: یگانه |
نمی دانم چه کردی با دل من
که این دل بی قرار بی قرار است
نمی دانم چه گفتی با نگاهت
که چشمم چنین در انتظار است
فقط یک لحظه جانا در برم باش
که با تو چهار فصلم ،بهار است
به وقت دیدن آن روی ماهت
تپش های دل من بی شمار است
برای من فقط یک لحظه زیباست
و آن هم لحظه دیدار یار است
گر چه با تردید و ترس، همراست
ولی هما نند بهار است + نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386 12:22 بقلم: یگانه |
صدای پای تو زیباست + نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386 9:28 بقلم: یگانه |
چقدر سخته تو چشم های کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جایی که لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری...
چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده... چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی... چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری... چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگـی: " گل من باغچه نو مبارک!" + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 21:24 بقلم: یگانه |
بابا نظر بدین به خدا هیچی ازتون کم نمی شه جا داره از بعضی دوستان گلم تشکر کنم اگه اینجوری باشه وبلاگو حذف می کنم.نظر بدین + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 14:14 بقلم: یگانه |
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 13:0 بقلم: یگانه |
اگه می خوای عزیزی که از دست دادیی ببینی برو عقبا رو بگرد اگه می خوای گلی که پرپر شده رو احساس کنی بو لب پنجره باش درد دل کن اگه می خوای ثانیه هایی که پراز خواطره است دو باره تکرار بشه کافیه تو ذهنت بهشون سر بزنی اگه می خوای بفهمی من کجا هستم باید مرا در قلبت احساس کنی اگه می خوای طعم زندگی رو بچشی باید به فرستهایی که به دست آوردی فکر کنی اگه می خوای خدا رو احساس کنی بایدتو لحظه لحظه های زندگیت پیداش کنی + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 11:16 بقلم: یگانه |
عشق مادر به فرزند کاش همه عشق ها اینطوری بود + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 8:49 بقلم: یگانه |
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 17:22 بقلم: یگانه |
وقتی مردی چیزی نگفتم. فقط فریاد زدم: مرا هم با خود ببر.
اما تو دستت بند بود. چند قدم مانده بود تا بروی در عمق خاک و خاک بریزند بر سرت. اگر دوستم می داشتی هرگز نمی مردی. راضی شدی. آخر هم خودم تو را کشتم. خدا را شکر کسی دیگر این کار را نکرد. آنقدر دوستت دارم و داشتم که آرزو می کردم سرت را بگذارم روی زانوم و بعد روی دستهام بمیری. گفتی نه و این هم عاقبت. حالی به من بگو: دوستت دارم. وگرنه تو هم به همان دردی دچار می شوی که معشوقه ی قبلی ام دچار شد. + نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 11:16 بقلم: یگانه |
اگر می بینی که زنده ام ، نفس می کشم ، تنها به خاطر وجود تو است... اگر می بینی شادم ، خندانم ، با وجود اینکه اینهمه غصه در دل دارد ، تنها به امید بودن تو است.... اگر می بینی آرامم ، بی تابم ، سر به زیر ، ساکت و گوشه گیر ، فقط به خاطر عشقی است که از سوی تو در دلم نشسته است.... اگر دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بدجور دلم هوای تو را کرده است و دلم دیگر طاقت دوری تو را ندارد ! اگر دیدی نیستم ، نه صدایی و نه خبری از من نیست بدان که از عشق تو مرده ام آری از عشق تو مرده ام عزیزم.... + نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386 13:41 بقلم: یگانه |
+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386 11:12 بقلم: یگانه |
من اسمتو ميگذارم اولين نگاه اولين لرزش دل + نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 17:11 بقلم: یگانه |
زرد گفتم به گل زرد چرا رنگ مني افسرده و دلتنگ چرا مثل مني من عاشق اويم كه رنگم شده زرد تو عاشق كيستي كه هم رنگ مني + نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 15:4 بقلم: یگانه |
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد بشه
خیلی چیزا رو میشکنی تا دل اونو نشکنی وقتی بشینه به دلت از همه دنیا می گذری
حاضری جونتو بدی یه خار توی دستاش نره حاضری مسخره ات کنن تمام آدمای شهر
حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی
وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داری
حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی
حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس
وقتی کسی رو دوست داری صاحب کلی
ثروتی + نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 13:10 بقلم: یگانه |
عشق مثل يه نامه سر بسته مي مونه تا بازش نکردی و نخوندی نمی دونی توش چه خبره اما سعي کن با عجله نخوني ، با صبر و حوصله کتاب عشق رو ورق بزن تا به شناخت واقعی برسی و قصه عشق الکی به پايان نرسه . + نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 10:22 بقلم: یگانه |
يك هديه:________** ** __________________ + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 9:36 بقلم: یگانه |
|
|||||||