|
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386 8:56 بقلم: یگانه |
+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386 15:35 بقلم: یگانه |
سکوت آرامش اشک
سکوت دلتنگی اشک
سکوت بی تابی ... اشک ! تصویر شبهای من در ذهن تو. شبهای امتحان آئینه است راستش را بخواهی، عشق همین است. و من از فراوانی این همه باران ، تشنگی ها آموختم. + نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386 12:55 بقلم: یگانه |
توی قلبت جایی واسم نیست نمی گم کسی رو داری
دیگه دستاتو ندارم دیگه چشمات مال من نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 13:52 بقلم: یگانه |
نمی دانم چه می خواهم خدايا به دنبال چه می گردم شب و روز چه می جويد نگاه خسته + نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386 14:53 بقلم: یگانه |
دلتنگ صداشم...دلتنگ خنده های زیباشم...میخوام محو شم توچشماش...میخوام بغلش کنم..میخوام حسش کنم + نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386 12:56 بقلم: یگانه |
کاش در هجوم ثانیه ها لحظه ای سرم را روی شانه هایت احساس میکردم کاش تمام قطره های اشکم را به پای نازنینی میریختم کاش با صدای توآگاه میشدم و کاش هیچ گاه کسی سعی نمیکرد بین دوستان فاصله کند کاش با تو بودن را تجربه میکردم و کاش بی تو بودن جز واژه ای بیش نبود کاش شب های سرد زمستانی ام با بهار چشمانت گرم میشد و کاش نفس های سنگینم با نفس هایت حیاتی دوباره میگرفت + نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386 7:9 بقلم: یگانه |
اين را بـــــه ياد بسپـــــار يک نفر ... يک جايي ... تمام روياهاش لبخند توست ... و زماني که به تو فکر مي کنه ... ....احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه .... پس هر گاه احساس تنهايي کردي ... اين حقيقت رو به خاطر داشته باش ... ...يک نفر.... ...يک جايي ... ....در حال فکر کردن به توست + نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386 10:17 بقلم: یگانه |
بهترینم دوستت دارم فراموشم نکن! + نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386 8:58 بقلم: یگانه |
گفت ؟ جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم
ما گناهکاریم /آری/جرم ما هم عاشقی ست
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386 10:39 بقلم: یگانه |
|