|
+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 21:51 بقلم: یگانه |
سلام دوستان گلههههههههههههههههههه من! + نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 12:4 بقلم: یگانه |
+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 11:53 بقلم: یگانه |
دلم می خواست :دست عشق چون روز نخستین + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 18:47 بقلم: یگانه |
امروز خوشحالم + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 12:40 بقلم: یگانه |
تقدیم به کسی که زندگی ام را رنگی ۲باره بخشید! + نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 12:55 بقلم: یگانه |
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد بشه
خیلی چیزا رو میشکنی تا دل اونو نشکنی وقتی بشینه به دلت از همه دنیا می گذری
حاضری جونتو بدی یه خار توی دستاش نره حاضری مسخره ات کنن تمام آدمای شهر
حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی
وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داری
حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی
حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس
وقتی کسی رو دوست داری صاحب کلی
ثروتی + نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 7:8 بقلم: یگانه |
چقدر سخته تو چشم های کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جایی که لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری...
چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده... چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی... چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری... چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگـی: " گل من باغچه نو مبارک + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 7:26 بقلم: یگانه |
وقتی اولین لبخند از لبانت می گذرد
همین حس غریب؛ ماه را بر چارچوب پنجره تنهاییم مهمان کرد. + نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 8:51 بقلم: یگانه |
|