|
دیروز دلم خفن گرفته بود!یاد دورانی بودم که عشقم پیشم بود!یاد روز اولی که دیدمش!نشسته بود یه گوشه!یادش بخیر!همراه یه کادو برای تولدم!دیروز رفتم سر کادو هام و برای هزارمین بار دیدمشون:یه عروسک ـیه ست نایک که عاشق بوی این عطرم که البته چون من عاشق مارک نایکم واسم خریده بودـ یه مجسمه خیییییلی ناز که دختر پسره همه بوس کرده بودن ـ یه ست کامل لوازم ارایش که گذاشتم وقتی مال خودش شدم استفاده کنم! ـ یه مام رولت خفن ـ یه جیرجیرک که خ.دش کشته بود که مثلا منو بترسونه که منم گرفتمش تو دستم!برای کشتنش همه از عطر خودش استفاده کرده بود که هر وقت دلم برای بوی تنش تنگ میشه اون جعبه رو بو می کنم ـ یه تی شرت خیلی ناز ـ ۳تا کارت پستال که توی هر کدوم یه چیزه ناز واسم نوشته بود ـ یه مارمولک که می گفت شبیه دوستشه(سندی) ـ یه سر کلیدی خوشگل ـخلاصه ترکونده بود!بهترین کادویی بود که گرفتم یاد وقتی اون لبهای نازشو...حالا هم که تا ۳ ماه دیگه باید واسش صبر کنم تا بیاد پیشم!ای خدای مهربون کمکم کن!من فقط فقط فقط فقط از خودت کمک می + نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386 7:33 بقلم: یگانه |
سلام امروز هم مثه همه روزهای خدا شروع شد اما با ناراحتی !دوستای گلم به خدا توی این اسمون خدا یه نفر پیدا میشه که برات میمیره به عشق همون یه نفر زندگی کن!بچه ها من خودم همه این کارارو امتحان کردم زندگی کنین اونم به لطف خدا!مطمين باشین به لطف خدا همهههههههههههههههه چیز درست میشه!موفق باشین گلهااااااااااااااااااااا + نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386 7:3 بقلم: یگانه |
فقط خداوند و خود من آن چه را که در قلبم مي گذرد، مي دانيم. + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 7:56 بقلم: یگانه |
بي گمان دلپذير است مه ، به گاه بر آمدن خورشيد بر فراز دشت ها و دلپذير است خورشيد ، دلپذير است خاك نمناك در زير پاهاي برهنه مان و ماسه هاي خيس دريا ، دلپذير بود آب چشمه ها براي آبتني ما ، + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 7:57 بقلم: یگانه |
سلام گلم امروز یه پست گذاشتم با موس اروم بکش روش: سلام عزیزم ممنون از اینکه سر زدی یادت نره نظر بدیااااامیدوارم موفق باشی مطمین باش دوستت دارم دوست گلم با ارزوی موفقیت! + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 16:46 بقلم: یگانه |
کسي که با حرفهايش دلت را به درد آورد + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 11:13 بقلم: یگانه |
هنوز ياد تو از يادم نميره...............چرا عشق از دل آدم نمی ره..؟؟
بنای خلقت آدم از عشقه .............نميره هر چی از يادم از عشقه..
من و درد جداي وای بر من...........از اين عشق خداي وای بر من
کمک کن بغض بشکن دونه دونه........بريز آی اشک نرم و عاشقونه
محبت کن در اين آشفته حالی...........نمونه مکتبم از عشق خالی
نصيبم کن که عاشق پيشه باشم........... ...................به اين آشفتگی هميشه باشم
نصيبم کن که عاشق پيشه باشم........... به اين آشفتگی هميشه باشم
من و درد جداي وای بر من.....................از اين عشق خداي وای بر من
کمک کن بغص بشکن دونه دونه............بريز آی اشک نرم و عاشقونه..
بزن باد بهاری تازه تر شم...........................بزن از کار دنيا به خبر شم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 18:38 بقلم: یگانه |
سلام دوستان گلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللم!بچه ها برام دعا کنین بد جور به بن بست خوردم!نیاز به دعای همه عاشقا که دلشون شفاف تر از اب و نرم تر از حریره!بچه ها تو رو خدا دعا کنین!هر کی برام دعا کرد یه نظر بده و بگه!دوستتون دارم بای! + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 7:4 بقلم: یگانه |
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد مي شي برمي گرده نگات مي كنه:
بدون براش مهمي · اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برمي گرده با عجله مياد ببينت: بدون براش عزيزي · اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برمي گرده نگات مي كنه: بدون براش قشنگي · اكه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني برمي گرده مي ياد باهات اشك ميريزه: بدون دوست داره · اگه يكي رو ديدي كه وقتي با يكي حرف مي زني تركت مي كنه و مي ره: بدون عاشقته · اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري تركش مي كني فقط سكوت مي كنه: بدون ديوونته · اگه يكي رو ديدي كه از نبودنت داغون شده:
بدون براش همه چيز بودي · اگه يكي رو ديدي كه يه روز از بي تو بودن مي ناله:
بدون بي تو مي ميره · اگه يكي رو ديدي كه بعد رفتنت لباس سفيد پوشيده:
بدون بي تو مرده · اگه يكي رو ديدي كه يه گوشه افتاده و روش يك پارچه سفيد كشيدن:
بدون به خاطر تو جون داده...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 6:55 بقلم: یگانه |
گاهی اوقات
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 16:29 بقلم: یگانه |
دوستت دارم د:داشتن تو حتی برای لحظه ای به تمام عمر بی کسیم می ارزد همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن تو را در تمام رویا هایش باور می کند و:وابسته تپش هایه قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد س:سر سپرده نگاه عاشق توام لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان میکنی ت:تک ستاره شب های بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم ت:تپش های قلبم در گرو عشق توست که در گرو زندگیم جاریست د: دوری از تو را باور ندارم حتی در رویا که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام ا:آرام دل بی قرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند وقتی به نا آرام اشک هایم می نگری ر:راز مرگ دلتنگی هایم روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد م:مهتاب می سوزد تا ابد در آتش عشقت که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد .. شانه هایش را برای گریستن وسینه اش را برای نهادن سرم و چشمانش را برای خالی نمودن غم هایم می خواهم . دلم کسی را می خواهد که مرا با هرانچه هستم دوست بدارد . با تمام خوبی ها و بدی هایم . با تمام مهربانی ها و نا مهربانی هایم . دلم کسی را می خواهد که افتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه دهد + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 13:33 بقلم: یگانه |
من میرم ولی باز تو بدون همیشه یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه گل من خوب میدونی بی تو تک و تنهام عزیزم اگه تو نباشی میمیرم + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 12:27 بقلم: یگانه |
من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم. ای بهار زندگی ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده. بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 9:14 بقلم: یگانه |
رای تو می نویسم .... + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 11:39 بقلم: یگانه |
ببخش اگه تو قصه مون ، دو رنگ و نا مرد نبودم ببخش که عاشقت بودم ، خسته و دل سرد نبودم ببخش که مثل تو نشد خیانت رو یاد بگیرم اگر که گفتم به چشمات بزار واسه تو بمیرم ببخش اگه تو گریه هام دورنگی و ریا نبود اگر که دستم مثل تو با کسی آشنا نبود ببخش اگر تو عشقمون کم نمیزاشتم برات ببخش که یادم نمیره اون روزای پاییزی رو لیاقت دستای تو بیشتر از این نبود عزیز نه ، نمی خوام گریه کنی برای من اشکی نریز لیاقت چشمای تو نگاه پاک من نبود + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 9:1 بقلم: یگانه |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 7:56 بقلم: یگانه |
یاد کن مرا یاد کن مرا آن زمان که دیگر دستانم تمنای دستانت را نمی کشند یاد کن مرا ان زمان که دیگرچشمانم هراسان به دنبال نگاه گرمت نمی گردند یاد کن مرا ان زمان که دیگر نفسهایم صورتت را نوازش نمی کند یاد کن مرا ان زمان که دیگر قلبم با صدای خنده ات به لرزه نمی افتد یاد کن مرا ان زمان که دستانم در خاک به انتظار دستان تو اند یاد کن مرا ان زمان که دیگر نیستم تا نجوای صدایت گوشهایم را نوازش کند یاد کن مرا ان زمان که پا در گورستان می گذاری یاد کن مرا ان زمان که از کنار سنگ قبرم گذر می کنی و یاد کن مرا هر زمان هر کجا هستی + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 9:11 بقلم: یگانه |
|