|
دیشب باز با گریه خوابیدم مثه هر شب.....خدایا اینهمه التماس بس نیست؟من ازت یه چیز میخوام....سعیدددددددددددددددددموووووووووووووووو..........بشنو صدای این بندتو.....نکنه بندتم نیستم؟خدایابسههههههههههههههههههههههههههه............اینهمه قرص ارام بخش که حتی جرات ترک ندارم....و با این حال بازم دیوونه ام......روانی ام......سعیدی که تنهام گذاشته.....صداماز ته حنجره خسته ام میاد............بشنو صدایم رااااااااا.....................ای خدااااااااااااااااااااااا.............................................................................................................................................نذار به مرز دیوونگی برسم!!!!!!!!!!!! + نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 19:39 بقلم: یگانه |
سلام...یه سلام از جنس بارون و از روی تنهایی....دارم دیوونه میشم........دیوونه.......میشه همراهیم کنی؟ + نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 11:34 بقلم: یگانه |
|