|
سلام.......وای که چقدر دلم واستون تنگیده بود........این چند روز همش میخوام اپ کنم اما نمیشد.....خلاصه اومدم......نمیدونم اینبار چی بگم........تبسم خفن اعصاب واسم نذاشته......اونم همین موقع که من امتحان دارم.........دوباره شروع کرده به نا امیدی.........چی کار کنم از دستش؟؟؟؟؟......منو تبسم دو تا دوست بودیم که به خاطر شباهت های زیادی که با هم داشتیم اعتقاد داشتیم که نیمه ی همیم.......اما حالا میفهمم .........؟؟...خیلی سعی کردم واسش همه کار بکنم......اما نشد......دوستی باید دو طرفه باشه.........وقتی اون نمیخواد دوستیمون ارزش نداره.......من همه ی دوستامو از دست دادم.......تبسم......یاسمین......و حتی دلارا.......نمیدونم......جدی اونی که دوستش داری دوستت نداره هاااااااااا.........................
پ.ن۱:زندگی یعنی بهانه.......گفتگویی عاشقانه....(شعرش از خودمه هااااا) ۲:تبسم.......تو رو خدا........بس کن!!!!!!!!!!!!! ۳:امتحانات این وسط ته ضد حاله........خدایا خودت کمکم کن............ ۴:شما نمیخواین نظر بدین؟؟؟؟ ۵: ۲۰۰۰۰ تا اشنا وبلاگ منو کشف کردن.......تابلو شدم................ ۶:دلم میخواد حال این معلمامونو بگیرم......واییییی یعنی میشه؟؟؟؟؟؟......(ته عشقه) ۷:چرا این روزا هر کی به من میرسه بحث ... میکنه؟؟؟؟ ۸:چاکرم......حال میکنی امروز چه سر حالم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ + نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 15:53 بقلم: یگانه |
|