|
سلام.......امروز خوبم......یعنی بد نیستم.......میدونی چیه؟؟؟......امروز به این فکر میکردم که چه کسایی توی زندگیم بهم ضربه زدن.......و کیا کمکم کردن........خیلی فکر کردم.......گفتم شاید بهتر باشه برم و از همه ی کسایی که کمکم کردن تشکر کنم.........اما من توی زندگیم به کیا کمک کردم و به کیا ضربه زدم؟؟؟؟؟.......یعنی اونا منو میبخشن؟؟؟؟؟..........نمیدونم..........این روزا ثانیه ها دیر میگذره........منم بی میل..........چی کار کنم اخه؟؟؟؟........ ۱:سرم داره گیج میره........روزه هم سخته هاااااا...................... ۲:چرا هیچ کس نظر نمیده؟؟؟؟؟؟؟؟ ۳:عشق من.........تنهام نذار...................... ۴:ماه رمضان مبارک.........روزه داران......التماس دعا........... + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 13:28 بقلم: یگانه |
سالهاست گوشه ی این دل شکسته رنج عظیمی است........مینویسم......شاید تو........دردم را بفهمی............ سلام.......بعد چند وقت اومدم.........میدونم از حرفام خسته این اما بازم مینوسم من خسته ترم از شمام.........سر درد دارم........چرا کسی منو درک نمیکنه؟؟؟؟........یه بغض توی گلومه......خیلی وقته........فردا ماه رمضون شروع میشه.......خدایا میخوام بیام سمتت........بهت بگم بابت تمام گناهام پوزش..........یعنی می بخشی؟؟؟......میگن تو خیلی مهربونی........خدایا منو از تو این منجلاب نجات بده........خودت میدونی چقدر سخته واسم.........خدایا تو همونی که سرنوشت همه مون به دست تویه.......پس خودت ......فقطو فقط خودت نجاتم بده...............امیدوارم توی این مهمونی سر بلند بیام بیرون....... ۱:خیلی وقت یادی از دوستام نکردم........ان شا الله بتونم بیشتر پیششون باشم...... ۲:تو رو خدا واسم دعا کنید......... ۳:حالم از بعضی دوستام بهم میخوره.......ادمای دورو........دو به هم زن.........گم شین....... ۴: ۲۰ روز دیگه میریم مدرسه......البنه اگه............... ۵:ممنون.......................................................... + نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 19:39 بقلم: یگانه |
|