|
خواهر کوچکم از من پرسید پنج وارونه چه معنا دارد؟ من به او خندیدم،کمی آزرده و حیرت زده گفت:روی دیوار و درختان دیدم، باز هم خندیدم. گفت:دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینا می داد. آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید. بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم: بعدها وقتی غم،سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد + نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386 17:42 بقلم: یگانه |
|