|
یک پسری عاشق یه دختر نابینایی بود . اون دختر همیشه به پسره میگفت اگر یه روزی من بینایی چشمام رو بدست بیارم هیچوقت تو رو ترک نمیکنم ... روزها گذشت و یه نفر حاضر شد چشماش رو به این دختر نابینا اهدا کنه ... وقتی دختر بینایی خودش رو بدست آورد به دوست عاشق پیشه خودش گفت : من دوست نابینا نمیخوام . اون پسر لبخند تلخی زد و گفت : اگر میخواهی منو ترک کنی هیچ اصراری نمیکنم ولی مراقب چشمای من باش ... + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 20:40 بقلم: یگانه |
|