|
اگه شکستن قلب و غرور صدا داشت عاشقان سکوت شب را ویران میکردند.....
سلام...بازم کلی فکر روی سرم هجوم اوردند...امتحانات...عشق...دلتنگی...فکر کردن به همه اینا...مامان بابام...دوستام...خدای مهربون که همیشه منتظر کمک هاشم...ویه ادم که داره به سختی زندگی میکنه اون منم من....دارم نا شکری میکنم...مگه نه؟...خدا قهرش میگیره؟دلم تنگه واسه یه رکعت نماز....خلوت با خدا.....کلی گریه و التماس به خدای خودم...........خداوندا بازم میگم...کمکم کن............ پ.ن۱:سرنوشت دیگه چی رقم زده؟....یعنی میشه به ارامش برسم؟ پ.ن۲:نظر میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شهادت حضرت فاطمه رو تسلیت میگم........ + نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387 11:5 بقلم: یگانه |
|