|
تا کی باید بدوم؟به عبارتی سگ دو بزنم؟بابا از زندگی خسته ام اینو باید به کی بگم؟.......نمیدونم چرا ارامش به من نیومده......زندگی همش شده نفرت ....خستگی.......از هیچ چیز لذت نمیبرم......هیچ چیز.....دیروز کلاس زبان داشتم.....تو ای بهونه ام اومدی دنبالم.....اخه چرا نمیفهمی؟نمیفهمی دوستت دارم.....اگه هم بهت بگم سریع مغرور میشی.....دیگه محل نمیدی....سریع قهر میکنی......هزار نفر که من نمیخوامشون دارن واسم سرو دست میشکونن....اما من تو رو میخوام.....کاش فقط یه لحظه از تو اون همه رفاه میومدی بیرون....اونوقت میفهمیدی......اشتباهت همین جاست....سختی نکشیدی....نمیدونی مشکلات یعنی چی؟!!!.......امروز هم که گفتی از اخلاقم خوشت نمیاد......اخه چرا؟؟؟...چرا فقط بدی هامو میبینی.......دارم دلسرد میشم......خدایا چی کار کنم؟ + نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387 16:51 بقلم: یگانه |
|