|
دلم گرفته.......دونه های اشک نا خود اگاه روی گونه هام میان......دلم میخواد داد بزنم........از ته دلم......حرفایی که معناشونو هیچ کس نفهمیده رو داد بزنم.......حیف.......این بغض توی گلوم مونده....با وجود اینکه این همه گریه کردم.........دیشب بعد چند وقت با کسی چت کردم که باعث شد فقط اعصابم خرد شه.........قلبم درد میکنه.........مامان هم یه خبری داد که نزدیک بود قلبم وایسه.......بماند چه خبری.......دلم یه همدم میخواد......اما هیچ کس قابل اعتماد نیست............................. پ.ن۱:تو که مهربونی.....واسم عزیز جونی......تو اصلا بگو ببینم تا کی با من میمونی؟؟؟؟ ۲:یاد دورانی که با عشقم بودم داره روانیم میکنه.....دیگه ارام بخشم جواب نمیده....... ۳:حرفای مردم......توی گوشم پیچیده........همه میگن یگانه چرا اینقدر تغییر کرده........... ۴:همش کلاس........درس.........منم مثلا دارم درس میخونم..........اه ه ه ه ه ه ............ ۵:تا حالا تو اوج جوونی احساس کردی داری دق مرگ میشی اما زیادی جون سفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ۶:یکی نیست کمکم کنه.........مثلا ۳۱ مرداد تولدمه.......هیچ ذوقی ندارم................ ۷:همش نصیحت........کنایه.........یگانه درستو........خسته شدم..... ۸:یگانه سیره از این رویا......داره میره از این دنیا.................... ۹:وقت اذان.....سر نماز........توی این ایام منو یادتون نره......... ۱۰:نیمه شعبان مبارک.............. + نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 13:16 بقلم: یگانه |
|