|
سلام.....دیروز شاید توی خاطراتم به عنوان یه روز خوب حک شد.......یه روز پر خاطره.......با عمه اینا رفتیم گردش.......خیلی خوش گذشت........توی راه وقتی داشتیم بر میگشتیم یه اهنگی گوش دادم که شاید به مناسبت روز تولدم جالب باشه......از معین.......دوست داشتم واسه تولدم اینو نوشته باشم.........اینم تکستش...: برای روز میلاد تن من........نمیخواد پیرهن شادی بپوشی.......به رسم عادت دیرینه حتی.......برایم جام سرمستی بنوشی......برای روز میلادم اگر تو......به فکر هدیه ای ارزنده هستی......مرا با خود ببر تا اوج خواستن......بگو با من که با من زنده هستی......که من بی تو نه اغازم نه پایان......تویی اغاز روز بودن من.......نذار پایان این احساس شیرین.....بشه بی تو غم فرسودن من.......نمیخواد از گلهای سرخ و ابی ......برایم تاج خوشبختی بیاری......به ارزش های ایثارو محبت......برایم اشک خوشحالی بباری.....بزار از داغی دست های تنها.....بگیر ای حرم گرما بستر من......بزار با تو بسوزه جسم خستم...ببینی اتش و خاکستر من.......تو ای تنها نیاز زنده بودن......بکش دست نوازش بر سر من......به تن کن پیرهنی رنگ محبت .....اگه خواستی بیایی دیدن من........... ممنون......التماس دعا.......... + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 12:7 بقلم: یگانه |
|