|
سالهاست گوشه ی این دل شکسته رنج عظیمی است........مینویسم......شاید تو........دردم را بفهمی............ سلام.......بعد چند وقت اومدم.........میدونم از حرفام خسته این اما بازم مینوسم من خسته ترم از شمام.........سر درد دارم........چرا کسی منو درک نمیکنه؟؟؟؟........یه بغض توی گلومه......خیلی وقته........فردا ماه رمضون شروع میشه.......خدایا میخوام بیام سمتت........بهت بگم بابت تمام گناهام پوزش..........یعنی می بخشی؟؟؟......میگن تو خیلی مهربونی........خدایا منو از تو این منجلاب نجات بده........خودت میدونی چقدر سخته واسم.........خدایا تو همونی که سرنوشت همه مون به دست تویه.......پس خودت ......فقطو فقط خودت نجاتم بده...............امیدوارم توی این مهمونی سر بلند بیام بیرون....... ۱:خیلی وقت یادی از دوستام نکردم........ان شا الله بتونم بیشتر پیششون باشم...... ۲:تو رو خدا واسم دعا کنید......... ۳:حالم از بعضی دوستام بهم میخوره.......ادمای دورو........دو به هم زن.........گم شین....... ۴: ۲۰ روز دیگه میریم مدرسه......البنه اگه............... ۵:ممنون.......................................................... + نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 19:39 بقلم: یگانه |
|